وصیت نامه شهیدان خالقی پور

شهید سرافراز داود خالقی پور

 

 

فرازی از وصیت نامه ی شهید داود خالقی پور

” بسم الله الرحمن الرحیم “

“الّلهُمَ اَغفرلی کُلَّ ذَنباً اَذنَبتَهُ و کُلَّ خطیئهُ اَخطاءَتُها *

“یا ایها الذین آمنوا امنا بالله و با لیوم الاخرة “

با سلام و درود برمنجی عالم، فرقان راستین، آخرین ائمه معصومین مهدی (عج) 

 و درود  و سلام برنائب او، رهبرآزادگان جهان امام خمینی و درود فراوان

برشهداء . این نوشته، وصیت نامه ی حقیر  داوود خالقی پوراست،

شخصی که با تمام بارگناهی که بردوش او بود امید بخشش ازخداوند

 و شفاعت ائمه مخصوصاً حسین (ع) را داشت و باتمامی  گناهان و

 اشتباهات، دردل  عاشق حسین (ع) بود و به نوکری نسبت به

 او افتخار می ورزید.

شهید سرافراز رسول خالقی پور 

  

فرازی از وصیت نامه ی شهید رسول خالقی پور 

 تنها لقمه حلال پدری و شیر پاک مادری

و فراغ دوستان  شهیدش باعث شد که قدری بخود آید

و با توسل به ائمه اطهار علیهاالسلام عنایت مولایش را جلب کند

و خود را به آنجا رساند که تنها آرزویش یعنی وصال به حق و نظر کردن

 به وجه معبودش دست یابد

سخنی باشما بسیجیان عزیز :ای نور چشمانم که به حق گمنامید

ومظلوم زندگی می کنید و گمنام تر شهید میشوید ای کسانی که

صاحبان واقعی انقلاب هستید و برگردن مردم ایران حق دارید و بااین

وجود مظلوم شهر وشهید جبهه هستید و واقعا هیچ عمل وجمله و

نوشته ای نتوانسته حق شما را بجا  آورد و تا آنجا دل از دنیا بریدید که

اماممان فرمودند : شماراهمین بس که محبوب خدایید 

شهید سرافراز علیرضا خالقی پور 

 

فرازی از وصیت نامه ی شهید علیرضا خالقی پور 

خدایا ترا شکر گزارم به سبب اینکه در دوران زندگیم همواره دستگیرم بودی

و من را از گام نهادن در راههای تاریک باز نهادی و مرا در آغاز مسیر

شهادت قرار دادی راهی که ابتدایش آموختن الفبای قرآنی

وانتهایش نگریستن به وجه زیبای تو بود.

و اما پدر و مادر عزیزم این را می دانم که حق شما را بدان حال که

هست بجا نیاوردم ودر ایام حیاتم برای شما و برادر و خواهرم فرزند

وبرادر خوبی نبوده ام  اما چه کنم که وسیله ای برای جبران خطاهایم

ندارم لذا  از شما می خواهم که حلالم کنید باشد که انشاالله

نزد حضرتش رو سفید رفته باشم .

 شهید سرافراز داود خالقی پور  

   

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم اغفرلی کل ذتباً اذنبته و کل خطیئهاخطائتها

یا ایها الذین امنو آمنوا بالله و بالیوم الاخره

با درود و سلام بر منجی عالم فرقان راستین آخرین ائمه معصومین مهدی (ع) و درود و سلام بر نایب او , رهبر آزادگان جهان امام خمینی و درود فراوان به شهدا  

این نوشته ؛ وصیتنامه حقیر داود خالقی پور است . شخصی که با تمامی بار گناهی که بر دوش او بود امید بخش خداوندوشفاعت ائمه مخصوصاً حسین (ع) را داشت و با تمامی گناهان و اشتباهات ؛ در دل عاشق حسین بود و به نوکری نسبت به او افتخارمیورزید.  در اول سخنی با پدر و مادر عزیزم که تمامی زندگانیم و اندک توشه آخرتم و ایما نم به اسلام و انجام تکالیف دینی و زندگی مادیم را از  ایشان دارم . زبان از تشکر محبتهای پدر و مادری عاجز است ؛ فقط باید بگویم اجرکم عندالله . ولی در مورد اذیتها یم مرا ببخشید و نسبت به من راضی باشید و حلالم کنید .  در مورد دیگر اقوام و آشنایان و دوستان نیز معذرت می خواهم که اگر نتوانستم فرد مثمر ثمری باشم ولی خوشحالم که با ریخته شدن خون ناقابلم توانستم خدمتی انجام داده ؛ باشد خدا انشاء الله شما را نیز با شهدا کربلا محشور فرماید .

ولی خواسته هایم از پدر و مادر عزیزم این است که در مراسم هیچ شهیدی گریه نکنند جز برای حسین (ع) البته با اینکه میدانم و می شناسم روح بزرگوار شما را ؛ ولی جهت اطلاع عرض شد و از کلیه امت حزب الله میخواهم که اولاً راه واقعی شهدا را بشناسند وقتی شناخت واقعی پیدا شد آن راه را ادامهدهند تا ظهور امام زمان (عج) و همیشه گوش به فرمان رهبر باشند که محور و قطب انقلاب اسلامی رهبریت عیم است .

     در خاتمه نیز از همه التماس دعا دارم

                                          خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

                                                       والسلام —  امضاء   داوود خالقی پور

                                                      تاریخ : 2/12/1362-  پادگان دو کوهه

شهید سرافراز رسول خالقی پور 

 

<!–[endif]–>

سم الله الرحمن الرحیم

یا ایها الذین آمنوا ا هل ادلکم علی تجاره تنجیگم من عذاب الیم * تومنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم وانفسکم ذلکم ان کنتم تعلمون.

 ای اهل ایمان آیا شما را به تجارتی سودمند که شما را از عذاب دردناک نجات بخشم دلالت کنم*آن تجارت این است که در راه  خدا  و رسولش ایمان آرید و بمال و جان در راه خدا جهاد کنید ، اینکار بهتر است اگر بداانید

 شهادت میدهم که الله یگانه معبودم هست و هیچ معبودی بغیر او ندارم و محمد (ص) پیامبر بر حقش و علی (ع) و یازده معصوم دیگر امامان مولا و مقتدایم هستند و خمینی قائد و مرجعم ولی فقیه.من و اسلام و تشیع تنها عقیده و مکتبم میباشد .

                       ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز

                                                           کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

                           این مدعیان در طلبش بیخبرانند 

                                                                    کان را که خبر شد خبری باز نیامد

 این وصیتنامه بنده حقیری است که عمری را به بطالت و لغو گوئی و لهو و لعب در تاریکی دنیا گذرا نده و روز به روز بیشتر در منجلاب تاریکی دنیا فرو میرفت و تنها لقمه حلال پدری و شیر پاک مادری و فراغ دوستان شهیدش باعث شد که قدری بخود آید و با توسل به ائمه اطهار علیها سلام عنایت مولایش را جلب کند و خود را به آنجا رساند که تنها آرزویش یعنی وصال به حق و نظر کردن به وجه معبودش دست یابد و در دنیا تنها باقیمانده اش همین چند خط مکتوب است که در نهایت پشیما نی و در عین حال امید به بخشش بجای گذارد.

 در اول سخنی با شما امت حزب الله :

 ای حامیان حسین زمان همانطور که مستحضرهستید در طول انقلاب کسا نی بودند که رفته رفته  بعلت داشتن هدف دنیوی و پوچ و عیر الهی از این نیز عده ای که هم اکنون ظاهری انقلابی دارند و در بین ما رخنه کرده ااند بر اثر سختی اانقلاب از صراط مستقیم اسلام جدا خواهند شد و باید در نظر داشت همانطور که امام عزیز فرمودند لازمه انقلابی بودن صبر است ؛ باید صبر کرد چرا که امام صادق (ع)  نیز فرموده اند که : بهشت را به سختیها دهند ” و بعد از این انقلاب ما صحنه های سخت و تلختری را بخود خواهد دید که در آن امتحان الهی است که مرد از نامرد مشخص میشود و حسینیان زمان با جمع شدن به  دور حسین زمان و ایستادگی و جان دادن در راهش بر سر عهد  خود خواهند بود پس بیائید با توسل به حبل الله و حضور در جبهه هایه ندای اماممان لبیک گوئیم و تا آخرین نفس و آخرین قطره خونمان دست از اسلام بر نداریم . انشاءالله 

سخنی با شما بسیجیان عزیز خصوصاً شما بسیجیان مظلوم و گمنام محله و مسجد امام حسن (ع)  :   ای نور چشمانم که بحق گمنام و مظلوم زندگی میکنید و گمنا مترو مظلومتر شهید میشوید ؛ ای کسانی که صاحبان واقعی انقلاب هستید و بر گردن انقلاب و مردم ایران حق دارید و با این وجود مظلوم شهر و شهید جبهه هستید که وا قعاً تا کنون هیچ عمل و جمله و نوشته ای نتوا نسته است حق شما را بجا آورد و ای کسانی که مصداق آیه قرآن هستید که با جانها و مالهایتان بدون هیچ چشمداشتی جهاد فی سبیل الله میکنند ؛ ای کسانی که در سنین خیلی کم و خیلی زیاد در حساسترین برهه های زمان امامتان را تنها نگذارید و از مرحله شعار گذشته و در عمل ثابت کردید که انقلابی بودن یعنی چه و به خیلی از گردن کلفتان که در شهرها نام خود را جوان نهاده ا ند و بر اسلام و خون شهیدان هر روز بیش از بیش لطمه وارد میکنند ؛ آموختید که جوانمردی به جوانی نیست بلکه به فطرت و طینت پاک است و تا آنجا دل از دنیا بریدید که اماممان فرمودند: شما را همین بس که محبوب خدا هستید “

  روز بروز دوستان و گلا نی که همچون پروانه بر گرد اماممان حلقه زده بودند را از دست  دادید و سکوتتان زندگان عالم را به یاد مظلومیت علی (ع) می اندازد و جز خودتان هیچ کس دیگر آن عزیزان را نشناخت و نخواهد شناخت . 

    خوشا آنا نکه جا نان میشناسند

                                              طریق عشق و ایمان می شناسند

                     بس گفتیم و گفتند از شهیدان

                                            شهیدان را شهیدان میشناسند

   و ای عزیزان همیشه این مطلب را بیاد داشته باشم که سعی کنیم هرگز غرور در بین ما رخنه نکند که در غیر اینصورت همه چیزمان را از دست خواهیم داد و نه وحدتی می ما ند و نه پشتگرمی و لازمه اینکار پشتیبانی بازوی اسلام یعنی اما ممان که همه ما شهیدان شهادتمان را مدیون شما هستیم میباشد . امامی که تنها حامیا نش را در جهان شما بسیجیان میدا ند زیرا خود وجود شریفشان فرمودند که :

  ” قدرتها را بر قدرتها و نوکران آنان مطمئن باشند “

” که اگر خمینی یکه و تنها هم بما ند براه خود که راه “

“مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت پرستی است ادامه “

 “میدهد و بیاری خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام “

“این پا برهنهه های مغضوب دیکتاورها خواب راحت “

” را از دیدگان جها نخواران و سرسپردگان که به “

“ستم و ظلم خویشتن اصرار   مینمایند سلب خواهد کرد “  

پس بیائید با آمدن به جبهه که تنها وظیفه ما هست و شاید بتوان گفت که به هر دلیلی در تهران و شهرستانها ما ندن جز بها نه چیز دیگر نباشد ؛ بتوا نیم دینمان را به امام و اسلام و انقلاب و شهیدان و از همه بالاتر به خدا اداء نمائیم .   انشاء الله

                                      سخنی با پدر و مادر و خانواده ام :

    ای پدر و مادر عزیزم میدانم که در فراق من شما غمگین و افسرده حال نخواهید شد چرا که حال شما را در شهادت برادر بزرگم داود دیدم و استقامتشان را در راه خدا درک کردم و لذا قدر دانی از زحمات بی پایانتان را در یک جمله با این زبان الکنم ذکر میکنم . این افتخار و سربلندی را که من و داود با شهادتمان برایتان کسب کردیم همه اش را مدیون افتخار و سربلندی میدانم که طی یک عمر شما با اعمالتان و رفتارتان و ایستادگی در خط امام و نگهداری اسلامتان بر ایمان کسب نموده اید ؛ میدانم در این دنیا که بنده نتوانستم فرد مفیدی برایتان باشم و فقط و فقط امیدم به آخرت است که بتوانم جبران نمایم و تنها گفته باشم :    “اجرکم عندالله”

    و شما ای خواهر و برادران عزیزم ؛ خوب میدانم که در این مدت عمرم نتوانستم حق برادری را برایتان بجا آورم و از این بابت عذر خواهی میکنم ولی یک خواسته از شما دارم و آن اینکه راه برادرانتان را بنحو احسن انجام دهید و بدا نید ادامه راه ما به آمدن سر مزار مان نیست بلکه به حفظ انقلاب و اسلام در تمامی سنگرهای سیاسی و نظامی و عقیدتی میباشد و امیدوارم با اعمالتان راهی را در آخرت برای شفاعت در جلو پایمان قرار دهید . انشاء الله 

 در رابطه با وصایای شخصی خودم عرض کنم که حدود 2000تومان از دفترچه بانکی خودم به دفتر امام بابت کفاره قضای روزه بدهید و 35 روز روزه بابت امسال و سالهای گذشته ام بدهید بگیرند و 2 ماه نماز قضا دارم بدهید بخوانند و برادرانی که از بنده طلبی دارند به برادر محمد رضا متولی مراجعه نمایند که از طریق خانواده ام حل کنند و در خاتمه از همه برادران و خواهران عذر خواهی مینمایم و طلب حلالیت دارم .

 خداوندا قسمت  میدهم بر فرق شکافته علی (ع) و صورت سیلی خورده زهرا و جگر پاره پاره حسن (ع) و سر بریده ابا عبدالله(ع)که آنی و کمتر از آنی سایه اماممان را از سر این مملکت تا فرج مولا و بعد از آن نیز کوتاه نگردان .   

                                     شهید عشق در میدان پیکار 

                                                                  چو پروانه بسوزد از غم یار

                                    نویسد بر حریر خاک با خون

                                                                 خداوندا خمینی را نگهدار

 

                                                                                رسول خالقی پور

                                                                           پادگان دو کوهه – 13/3/ 67 

 

   

بسم الله الرحمن الرحیم

 ان الله اشتری من المو منین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه بقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و عدالله ” علیع حقا “

  این نسخه وصیتنامه حقیر علیرضا خالقی پور است کسی که با وجود راههای روشن در زندگی خود باز هم در پیمودن مسیر شیطان تمایل نشان میداد  و بارها مرتکب معصیت در محضر حق شده بود با این وجود باز هم امید به عفو و رحمت او داشت . 

 خدایا ؛ اکنون ترا شکر میکنم ؛ زیرا که طعم شیرین ملاقاتت را بمن چشاندی .

   خدایا ترا شکر گزارم به سبب اینکه در دوران زندگیم همواره دستگیرم بودی و مرا از گام نهادن در راههای تاریک باز نهادی و مرا در آغاز مسیر شهادت قرار دادی ؛ راهی که ابتدایش آموختن الفبای قرآنی و انتهایش نگریستن به وجه زیبای تو بود .

    خدایا ؛ مرا نیز در جمع دوستان و آزادگان و عاشقا نت راه بده .

   خدایا بنده خود را ببخش و از من و خطاها و گناهانم در گذر

زیرا که شدیداً احساس ندامت میکنم و فقط امید به لطف و عنایت تو دارم . بار الها شاهد باش که من در درون خود نیز آرام و قرار ندارم ؛ هر گاه معاصی خود را بیاد می آورم در درون خود شرمنده می شوم خدایا توبه میکنم .

     و اما پدر و مادر عزیز ؛

     این را میدانم که حق شما را بدان حال که هست بجای نباوردم و در ایام حیاتم برای شما و برادران و خواهرانم فرزند و برادر خوبی نبودم ؛ اما چه کنم که وسیله ای برای جبران خطاها یم ندارم لذا از شما میخواهم که حلالم کنید باشد که انشاءالله نزد حضرتش ر و سفید رفته باشم .

    و اما در رفتنم صبر پیشه کنید چونانکه در رفتن برادرم همچون کوه استقامت ورزیدید که خود بهتر از من میدانید هدف چیست و برای رسیدن به این هدف که جز رضایت حضرتش نیست باید با تمام توان کوشید چه بسا در این راه جان هم بدهیم .

    برادر و خواهرم از شما و امت حزب الله نیز میخواهم در صدد ارشاد مردمان کور دل و منافق صفت باشید و بدانید که انشاءالله اجر عظیم نصیبتان خواهد شد . و به همرزمان محصلم بگوئید که اجتماع نیاز به درس و سپس تخصص شما دارد ؛ نکند خدای نا کرده متخصصی شوید مضر بر جامعه که بدانید در اینصورت هیچیک از شهدا از قطرات خونشان نخواهند گذشت . 

       در پایان چون از مال دنیا هیچ ندارم و فقط عاجزانه و در عین خلوص از کلیه افرادی که بهر نحوی با ایشان تماس داشته ام میخواهم که حلالم کنید ؛ زیرا که کشیدن بار سنگین حق الناس در آخرت بسی دشوار است و احساس می کنم من در مقابل آن عاجزم ؛ پس مرا ببخشید و این بار را از دوشم بردارید .

        در ضمن چون بنده عاصی درگاه حضرت حق بودم بمدت 25 روز نماز یومیه قضا دارم ؛ علاوه بر آن 30 نوبت نماز صبح قضا دارم ؛ در صورت امکان برایم خوانده شود .

 

                   با امید بخشش حضرت حق بنده حقیر درگاهش

                                                                 علیرضا خالقی پور 

 

   

     تصاویر ۳ شهید با هم                مقام شهید